اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1915

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 563 ، س 25 : اذا رايت . . . چون منكرى ديدى ، ان را به دستت دگرگون كن ؛ و اگر نتوانستى به زبانت ؛ و اگر نتوانستى به دلت ؛ و اين سست‌ترين گونهء باور است . ص 564 ، س 1 : خذ العفو . . . بخشايش برگير و به كار نيك فرمان ده و از نادانان روى بگردان . ص 564 ، س 6 : كنتم خير امة . . . شما بهترين مردم بوديد كه به نيكى فرمان مىداديد و از بدى باز مىداشتيد . ص 564 ، س 8 : لا يزال امتى . . . امت من همواره خوب خواهد بود مادام كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و چون آن را رها كنند ، لرزه‌ها و آشوبها روى خواهد داد . ص 564 ، س 10 : خير الشهداء . . . بهترين شهيدان به نزد خدا حمزه است ، و نيز مردى كه در برابر حاكمى ستمكار به پا خيزد و كشته شود . ص 564 ، س 12 : فَقُولا لَهُ . . . به او سخنى نيك بگوييد و نرم بگوييد . ص 564 ، س 18 : ان هى الا . . . اين جز آزمون تو نيست . ص 564 ، س 20 : و كان هذا . . . اين از روى مهربانى بر موسى بود نه براى گرامى داشت فرعون . ص 564 ، س 26 : عين الغلام . . . چشم برده ، پرده از روى دل خواجه برمىدارد . ص 564 ، س 28 : يا داود احببنى . . . اى داود . مرا دوست بدار و مرا نزد بندگانم دوست داشته گردان . گفت : خدايا ، ترا دوست دارم ، چه گونه بندگانت را دوستار تو سازم ؟ گفت : نعمت‌هايم را براى ايشان ياد كن كه اگر خشم و شكنجه‌ام را ياد كنى ، دشمن من مىشوند . ص 565 ، س 8 : مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ . . . براى گناهانشان بود كه در آب غرق شدند .